سالها انتظار

دل نوشته های پرنده مهاجر

سالها انتظار

دل نوشته های پرنده مهاجر

دل بستن

امروز دوم بهمن ماه 1392

دل بستن آسان است شاید

نمیدونم که چی شد ازش خوشم اومد و خیلی زود بهش علاقه مند شدم

شاید اون هم منتظر بود تا من حرفامو باهاش بزنم و بهش بگم دوستت دارم

مدت اندکی هست که باهمیم و تقریبا حرفامونو با هم زدیم

بالاخره قرار شده امروز با مامانش صحبت کنه تا واسه خواستگاری برم خونشون

الان هم منتظرم تا تماس بگیره 

 پی نوشت: هنوز نمیتونم پیش بینی کنم چه اتفاقی می افته 

و چی پیش میاد


(میخوام از حالا تقریبا بیشتر مواردی رو که تو زندگیم اتفاق میفته رو بنویسم و اینجا من خیلی راحتم)

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد