سالها انتظار

دل نوشته های پرنده مهاجر

سالها انتظار

دل نوشته های پرنده مهاجر

آماده ام ...

به سنگ می گویم، به زمان می گویم
مرا رها کنید ، بگذارید آزاد باشم
به قلم دستم می گویم بنویس آزادی
ولی حتی دیگر قلم هم به من می گوید "تو لیاقت به دست گرفتنم را نداری"
ای امید و رویاهای من ، و ای خورشید فروزان دلم بسوزان آن چه را که باید
و ای دریای خروشان  و ای چشمه ی جوشان دلم، بجوشید
من نیازمندم ، نیازمند آرامشی که جز با شما به دست نمی آید 
بر می خیزم و کوله بارم را به دوش می کشم 
آمده ام ،آماده ی رفتن ، آماده ی ایستادن 
آماده ی مقاومت
بار دیگر بر می خیزم
به امید فردایی دیگ

نظرات 1 + ارسال نظر
حامد 1392/04/29 ساعت 11:51 http://cafefaryad.blogfa.com/

در روزگاری که دروغ یک واقعیت عمومی است، به زبان آوردن حقیقت یک اقدام انقلابی است.
سلام.
وبلاگ زیبایی داری.
به من سر بزن و نظرتو درباره تبادل لینک بگو
یاعلی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد